¤¤¤
پرنده! جای ترا برف و باد پُر کرده
و دست های مرا انجماد پر کرده
پرنده! بال بزن آسمان و چاه یکی است
به جای تیغ، فضا را شغاد پر کرده
پرنده پَر... بکش و زنده شو، رها از خود
که زیر پای ترا هم فساد پر کرده
که زیر پای تو دستان من شده مدفون
که زیر پای ترا « زنده یاد »، پُر کرده
شب از بریده گیِ حلق من زده بیرون
و جای خونِ مرا اعتیاد پر کرده
چه اتفاق بدی! من که هیچ، مردی مُرد
که طرحِ هیچ ترا با... مداد پُر کرده
*
دو طرحِ پوچ، دو طرح قشنگ، دو... من و تو
¤¤¤
هزار سال پس از ماجرای مرگ من
هزار سال پس از انقضای من اصلاً
کسی بیاید و رسم نوی شروع شود
و خون تازه حنا نه، که رنگ بر ناخن...
هزار سال پس از آنکه جنگ انجامید
هزار سال پس از آنکه آب شد آهن
هزار سال پس از آنکه نوح مُرد از غم
هزار سال پس از آنکه غرق شد شیون
کسی بیاید و آتش به گورم اندازد
میان شعله برقصد، میان صد ها تن
و بعد خاک مرا که ز غصه مسموم است
بگیردش و بپاشد به کشت اهریمن
ز قتلگاه من آخر که رود خون جاری است
کسی بیاید، رنگِ سیاه بر ناخن

