فراموش شدگان
شعرها و یادداشتهای حکیم علیپور
درد
درد
چون لاکپشتی
اندامم را گشت میزند
باید کارد از استخوان گذشته باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۳۰ ساعت ۱۲:۳۹ ب.ظ توسط حکیم علیپور |
تنهایی با من اما حرف نمیزند
چای نمینوشد
تنها لباسهای تابستانیام را میپوشد
و خودش را در رودخانهیی غرق میکند.
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
بهمن ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
آرشیو موضوعی
شعرها
مقالات
مصاحبهها
یادداشتها
پیوندها
حلقه فرهنگی زلف یار
فارسی زبانان (شعر)
شمس لنگرودی
استاد واصف باختری
ژکفر حسینی
الیاس علوی
سید حیدر احمدی
نرگس صابری
حضرت ظریفی
ابراهیم امینی
آرش پور علیزاده
قهار عاصی
حسن آذرمهر
عفیف باختری
شریف سعیدی
فردوس برين
امان پويامك
سید ضیاء قاسمی
غلام رضا ابراهیمی
نصیر ندیم
حسن ابراهیمی
وحید طلعت
وحیده حسینیان
زهرا زاهدی
رستم عجمی
مهدی سرباز
فاطمه فیضی
محمود تاجیک
محمد صادق دهقان
اسحاق ثاقبی
رسول یونان
گروس عبدالملکیان
لیلا حیدری
قدریه دریاپناهی
سهراب سروش غیبی
ساجده جبارپور
صفیه بیات
دوستی گمنام
زهرا سجادی
محمدجعفر عزیزی
سیدسکندر حسینی
نورمحمد نورنیا
عبدالواحد رفیعی
مهدی آخرتی
BLOGFA.COM