(1)

به پلک‌هایم که دست می‌کشی

جهان خمیری می‌شودبی‌شکل

و من پیرمردی بازیگوش

که از آن، شکلک‌های کودکی‌ام را درست می‌کنم.

 

 

(2)

 تو مرده‌ای

ما دورت حلقه بسته‌ایم

و بر مرگی که در میان ماست

اشک می‌ریزیم.