اینجا همیشه خبرهایی هست

اینجا همیشه رد پایی هست

که گرد بازنیامدن

جای خالی‌اش را پر می‌کند.

 

اینجا همیشه خبرهایی هست

مثلا عابری که همین چند لحظه پیش رد شد

روزنامه‌یی را با خود می‌بُرد

که بوی باران بی‌وقفه و باروت می‌داد.

 

مشکوکم!

به همه‌چیز مشکوکم.

گوشت را نزدیک بیار رفیق:

این قلب درست مثل بمب ساعتی کار می‌کند.